السيد جعفر السجادي

521

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

جهان هستى با مراتبى كه دارند وحدت بالوجود دارند . و بالجمله در برابر وحدت‌ها انواع غيريت‌ها است كه مسألهء تقابل اشياء باشد ، از ديدگاه ملا صدرا وحدت و كثرت از لوازم و عوارض وجود است و ازين رو در باب امور عامّه مورد بررسى است . تقابل بين دو به دو امر است يعنى هر دو امرى را كه در نظر بگيريم در صورتى كه مصداقا متّحد نباشند چند حالت دارند يا نسبت بين آن‌ها سلب و ايجابى است مانند زيد و عدم زيد . انسان و لا انسان قهرا اين نسبت تناقض و سلب و ايجاب است يكى وجود و ديگرى عدم است و اگر هر دو وجودى باشند لكن بين ماهيت آن‌ها نهايت بعد باشد مانند سياه و سفيد يا سياهى و سفيدى تقابل آن‌ها تقابل تضاد است و اگر يكى از آن‌ها وجود و ديگر عدم همان وجود باشد مانند بصر و عدم بصر تقابل عدم و ملكه است يا تقابل عدم ملكه چون در طرف عدم بايد ملكه و جود باشد يعنى به انسان كور مىتوان گفت اعمى و نه به ديوار كه شأن بصير بودن در آن نيست و اگر دو امر طورى باشند كه تصور هر يك مستلزم تصور آن دگر باشد و وجود هر يك وابسته به وجود آن دگر باشد مانند پدر و پسر كه تصوّر پسر بدون پدر و پدر بدون فرزند نمىشود و نسبت بين علت و معلول ، علت موقعى علت است كه داراى معلول باشد و معلول موقعى معلول است كه علت داشته باشد و مانند عالم و معلوم و عاقل و معقول ملا صدرا مىگويد در مقولات عاليه تضادى وجود ندارد زيرا پاره‌اى از آن‌ها با پاره‌اى ديگر در يك جوهر گرد آيند وى نوع نسبت بين واحد و كثير را نوع تقابل ديگر مىداند . « 1 » واحد و كثير وحى - يكى از مسائل كلامى كه مورد بحث ملا صدرا است مسألهء وحى است در شواهد الربوبيه در اين باب آرد . اشراق هفتم : در بيان كيفيت اتصال نبى صلى اللَّه عليه و آله به عالم وحى الهى و قضاى ربانى و قرائت لوح محفوظ و لوح محو و اثباتى كه محل نسخ احكام است . دانستيد كه حقايق كليهء اشيا ، هم در عالم عقلى كه به نام « قلم الهى » ناميده شده است ، و هم در عالم نفسانى كه به نام « لوح محفوظ » و « ام الكتاب » ناميده شده است و هم در الواح قدريه كه قابل محو و اثبات‌اند ، ثبت گرديده‌اند . همان‌طور كه آيهء شريفهء « يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ » ( خداوند هر چه را بخواهد محو يا اثبات مىكند و ام الكتاب نزد اوست ) « 2 » حاكى از آن است و بايد بدانيد كه جميع كتب نامبرده ( يعنى عالم عقلى و عالم نفسانى و الواح قدريه ) كتاب‌هايى هستند كه حضرت حق ، جل و علا ، به مقتضاى اسم « الرحمن » آن‌ها را به دست قدرت و عنايت خويش نوشته است . زيرا عنايت الهيه ، وجود اين كتب تكوينيه و انشاى آن‌ها را بر وفق علمش به ذات خويش كه علم فعلى و مستلزم وجود معلوم است ، اقتضا نموده است . زيرا ماسواى او همگى آثار وجود و قدرت اويند ( و آثار هر چيزى لازم و تابع وجود او است ) . پس همان‌طور كه شخص مهندس ، نخست صورت ابنيه و نقشه و شكل و هندسهء آن‌ها را طرح‌ريزى مىكند و آن را در صفحهء كاغذى

--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 112 - 118 . ( 2 ) رعد / 39 .